تبلیغات
سمپاد عشقی - طرق خوشگل شدن!
 
سمپاد عشقی
سمپاد را هر جور عشقمون میکشه می سازیم
دوشنبه 15 مرداد 1386 :: نویسنده : آریو

سلام به همگی . گفتیم یه تنوعی باشه زود به زود آپ کنیم :دی .مطلب این بار راجع به مشکلاته ماهاست:دی . بریم با هم بخونیم خودش یه همدردیه!

در اول سال :

مامانت میگه : امسالم می خوای مثله سال قبل گند بزنی؟ امسال باید قول بدی از فلانی بهتر بشی . دیدی معدلش فلان شد!

دو ماه بعد :

مامان می خواد بیاد مدرسه . با همه دبیرات صحبت می کنی چیزی لو ندن . یکی از دبیرا همه چیزا میگه . از اونجا که دبیرای سمپاد دوست دارن همه یه رنگ باشن بقیه هم یکی یکی ازت معذرت می خوان و همه چیزو می گن! حالا قیافت دیدنیه:دی

دو ماه بعدش:

مامانت میگه: کارنامه ها رو دادن؟

می گی : نه هنوزشه !

مامانت میگه : باشه من الان زنگ میزنم مدرسه همه چیز معلوم میشه !

میگی : باشه زنگ بزن اتفاقا خیلی هم طول کشیده .( همیشه وقتی تایید کنی فکر میکنه راست میگی و زنگ نمیزنه ! کارسازه به جانه خودم!)

فرداش:مامان : کارنامتو دادن؟

تو میگی : نه هنوزشه!

مامانت میگه : آره جونه بابات . همین الان مامانه دوستت زنگ زده بود گفت ۳روز پیش دادن!

الان قیافت واقعا قشنگه!

قبل از عید :

الان موقع تریپ جلسات دیدار با اولیاست . مامانرو طوری می پیچونی که آب از آب تکون نخوره .تا اینکه ۱۰ دقیقه قبل از جلسه همون مامانه دوستت بود که دفعه قبل زنگ زد دوباره زنگ می زنه میگه:سلام ما بنزین نداریم اگه شما میرین مدرسه دنباله منم بیاین!

عجب قیافت زیباست!

بعد از امتحانا قبل از عید :

به مناسبت فرا رسیدنه امتحانات مامان بابا هم  آمادگی خود را جهت اجرای عملیات حال گیرانه ی جمع آوری هرگونه شی کامپیوتری و هرگونه شی که بتوان با آن با خارج از خانه تماس حاصل نمود می شوند .

خودت می مونی و خودت! البته  طناب و صندلی هست نمی خوای خودکشی کنی قیافت باحال میشه ها!

تیر ماه :

کارنامتو دادن . این بار نمیتونی در ری! ...(از گفتن جزییات بدلیل مسایل امنیتی و قفل کودک و داشتن حد سنی +۱۸سال خودداری می شود )

حالا اونها رو وللش . زمان دادن رتبه های کنکور :

و اینجا چند نوعشو می گم :

مامان خودم : اونی که رتبه ی ۲ یا ۱۷ شده چه فرقی با تو داره ؟ اون چی داره که تو نداری ؟ پدر مادرش چی فرتهم کردن واسش که ما نکردیم واسه تو؟

بابام :  ما اون زمان چراغ نداشتیم تو کوچه زیره چراغ درس می خوندیم . البته بعدا گفت ما ۱۰ تا بچه بودیم با ۱ اتاق !( لازم به ذکره که بابامینا اون خونه ای که من دیدم وضعشون توپ بوده..!)

معلم پنجم دبستان : میبینی من جولوی موهام کمه . چون بچگیمون چراغ نبود با چراغ نفتی که نورش کمه درس می خوندیم مجبور بودم سرمو نزدیکش کنم جولوی موهام میسوخت!

حالا با همه ی اینا قیافتون قشنگه ولی من میگم برای قشنگ شدن بیشتر :

دخترا:

۱.بینیشونو عمل کنن

۲.گونه بکارن

۳.لباشونو ژل بزنن

۴.لوازم آرایشی از برج کیانپارس طبقه دوم واحد ۴۵ فروشگاه اکسیر بخرن ترجیحا make up factory ( کلی پول گرفتم واسه تبلیغش)

پسرا :

۱. ابروشونو بردارن

۲.ریششونو با تیغ ژیلت بزنن( از همون فروشگاه بخرین)

۳.ژل هم از همون فروشگاه بخرین

یه خبر : وبلاگه سمپادی به فروش میرسه . اونایی که می خوانش بگن چند! یه وقت فکر نکنین ما دکون بازار راه انداختیما ولی تبلیغ دارین در خدمتیم :دی

فعلا بای





نوع مطلب : عمومی، 
برچسب ها :


نمایش نظرات 1 تا 30
درباره وبلاگ


اجتماع سمپادیها ( سمپاد = سازمان پرورش استعدادهای درخشان)

مدیر وبلاگ : آریو
موضوعات
نویسندگان
نظرسنجی
کدوم بهتره؟






آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :